همیشه فکر میکردم اینکه میگویند صبحانه را کامل بخورید یعنی آنقدر بخورید تا شکمتان درد بگیرد و بترکید. ولی تازگیها فهمیده ام یعنی سعی کنید این چند قلم جنس را در آن بگنجانید: جو عدس تخم مرغ عسل آب و مغزی جاتی مانند گردو و بادام و نان های سبوس دار مانند جو و یا هر چه در آن تقلب نباشد. آنهم به صورت متنوع در طول هفته. آنطور که من خواندم شیر و لبنیات را اگر شب مصرف کنید بسیار بهتر است حتی به ان توصیه شده است.
فقط اینها نیست ما آدمها دارای طبع و مزاجهای گوناگون هستیم که با یک جستجو در اینترنت خودتان متوجه میشوید. اینکه گفته ام گرم و تر، از همان انجیر و زیتون خودمان، برداشتش کرده ام.
شما یک طبع پایه دارید که هرچه به سمتش بروید احساس تعادل بیشتری خواهید داشت. حال اگر در شرایطی ثابت از طبع خود دور شوید تمام تلاشتان را برای بازگشت به جایی که در آن احساس بهتری دارید خواهید کرد. البته عادت هم در اینجا بسیار نقش بازی میکند.
بهترین حالت برای حفظ خُلق، معاشرت، صله رحم و زیاد کردن دایره آشنایی و صحبت است. چراکه ما در نشست و برخواست با آدمها حالات متفاوتی را تجربه میکنیم، و این به ما فرم میدهد. درست مانند بدنسازی.
پس طفل گریزپا نباش عزیزم.
چشم.
از خشکی مزاج دارم می شکنم، ای دوست ای دوست! از قدیم گفتن: مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه! چه کار کنم حالا! نمیشه شما کوتاه بیای، ای دوست ای دوست!
برم یک گلی به سرم بگیرم که اینم نشد نون و آب.
:(
یک هفته بعد:
هیچ ترتیب و آدابی مجوی هرچه میخواهد دل تنگت بگوی
یاد نوشت: ناصرخسرو پادشاه فقید ایران زمین
برچسب:
نویسنده: شیوا حکیمی